آفتاب می شود؟

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایهء سیاه سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستیم خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد

مرا به دام می کشد

نگاه کن

تمام آسمان من

پر از شهاب می شود

 

تو آمدی ز دورها و دورها

ز سرزمین عطرها و نورها

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاجها، ز ابرها، بلورها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعرها و شورها

 

به راه پرستاره می کشانی ام

فراتر از ستاره می نشانی ام

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

چه دور بود پیش از این زمین ما

به این کبود غرفه های آسمان

کنون به گوش من دوباره می رسد

صدای تو

صدای بال برفی فرشتگان

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان، به بیکران، به جاودان

 

کنون که آمدیم تا به اوجها

مرا بشوی با شراب موجها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخواه در شبان دیرپا

مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن

 

نگاه کن که موم شب براه ما

چگونه قطره قطره آب می شود

صراحی دیدگان من

به لای لای گرم تو

لبالب از شراب خواب می شود

نگاه کن

تو میدمی و آفتاب می شود....(فرخزاد)


/ 11 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امدادگرجوان

یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺳﺎﻟﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ : ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﭘﯿﭻ ﻭ ﻣﻬﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺒﺮﻡ ﻫﺮ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﯿﻢ ﺑﻪ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﻢ که ﺍﺻﻮﻻ ﺁﺩﻡ ترسوییه ﻣﯿﮕﻢ : ﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ؟[نیشخند]

امدادگرجوان

در خیـآبـآن به گربه ای نگـآه میکنم که از من خوشبخت تر است ؛ هر چند خودش نظر ِ دیگری دآرد ... . . . . مـآشین ِ دوم هم از رویش رَد شد ...

امدادگرجوان

این سرما ها ! همه رو کلافه کرده! امروز دیدم گربه نشسته تو آفتاب آب دماغشم آویزونه! بهش گفتم تو که زبونت به دماغت می رسه اینجوری نشین آدم حالش بد میشه! زوبونش می رسید، اما عقلش نمی رسید دماغشو پاک کنه! حالا مقادیری حالت چندش هم گاهی بد نیستا!! [نیشخند]

امدادگرجوان

خدا میگه بهم اعتمادکن اگر فرعون پشت سرت باشه و دریا مقابلت بازم ردت میکنم[لبخند]

امدادگرجوان

اعتراف میکنم سوم دبیرستان ک بودم با این که هم نماینده کلاس بودم هم عضو شورا (فقط اون سال این منسبا رو داشتم به خدا) تو حیاط مدرسه ترقه مینداختم...ینی هیتلرم حس اون موقع های منو نداشت...تازه یه بار جلسه واسه شورا گذاشتن بعد مدیرمون خیلی عاجزانه در خاست داشت ما اینارو شناسایی کنیم منم خیلی جدی گفتم اون با من خودم پیداش میکنم... [نیشخند]

امدادگرجوان

مدرسه: 4 =2+2 تمرین منزل: 15=(6/2)+(8/2)+1-12 سر جلسه امتحان: علی 7 سیب دارد وتا اذان 25دقیقه وقت هست جرم خورشید را حساب کنید؟(نوشتن راه حل الزامیست)!!!!!!![تعجب]

یاس

من آمده ام[هورا]

hamed

سلام سلام خوبي [گل]

امیری

سلام ولادت پیامبر اکرم مبارک یه مطلب توی وب گذاشتم دوست دارم نظرتونو بدونم ممنونم[گل]